![]() |
![]() |
|
| ردی بر وبلاگ خرقه پشمینه |
|
چند روزه که دشمنان عرفان وتصوف درحال تبلیغات وسیعی هستند ومی خواند به اصطلاح خود از توبه یکی از فقرای گنابادی کوهی بسازند.
البته نمی خواهم زود قضاوت کنم اما هیچ کدام از ما از این آقای به اصطلاح درویش خورسند خوشمان نمی امد. شخصیت مشکوک ومنافقی که گمان میکنم با چند هزار تومان پول آخرتش را به دنیا فروخته باشد. البته تاریخ از این افراد کم ندارد.امیدوارم خداوند روسیاهش کند |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم شهریور 1385ساعت 1:38 توسط درویش مهربان |
|
|
نقدی بر احوال صابر قدوسی مدیر وبلاگ ضد درویشی خرقه
به نقل از وبلاگ كتيب گذشته و آینده فرقه گنابادی یاسر میدانی یکی از شگردهای وزارت اطلاعات برای مبارزه با درویشها جمع کردن فتوا از به اصطلاح مراجع تقلید برعلیه آنهاست. ایادی وزارت اطلاعات به عنوان جوانان مومن و انقلابی که در وحشت از انحرافات عقیدتی هستند برای "مراجع" ( البته نه همه آنها. برای کسانی که دستچین شده اند. مثلا هیچوقت برای آیت الله منتظری یا صانعی نامه درمورد درویشها نمی نویسند. اما برای مکارم شیرازی و امثال او می نویسند) نامه می نویسند و ازآنها استفتا می کنند. بعد فتواهای مورد نظر خودرا دنبال هم می چینند و از آنها حکم استخراج می کنند. مثلا نامه می نویسند که من دختری دم بخت درخانه دارم که خواستگاری دارد. جوان خوبی است اما ظاهرا با گروه درویشها رفت و آمد دارد. آیا ازنظر شرعی اشکالی دارد اینها باهم ازدواج کنند. اگر از صد نفر مرجع نودونه نفر بگویند "اشکالی ندارد" مهم نیست. وزارت اطلاعات دنبال نظر به اصطلاح مرجعی می گردد که بگوید بهتر است از این کار صرفنظر شود. بعد همین نظر را وزارت اطلاعات به عنوان دستور عمل منتشر می کند و به همه جا میدهد که درویشها مسلمان نیستند و بنا به نظر فلان آیت الله دختردادن و گرفتن از آنها برای ازدواج جایر نیست. بعد هم همین نظریه را به آخوندهای مواجب بگیر دیگری می دهد و تائید انها را هم می گیرد و ضمیمه می کنند و خلاصه موج وسیعی علیع درویشها به راه می اندازند. الان دوسه سالی است چندتا آخوند مندرس و مفلوک را وزارت اطلاعات برکرسی مرجعیت نشانده است. اشخاصی مثل "صافی" . وی برعلیه درویشها تامی توانست مواجب گرفت و کتاب به اسم مستعار نوشت. از کتابهائی که "صافی" نوشت معروفترینش "در کوی صوفیان" بود. البته "صافی" با همکاری یکی از قلم به مزدهای وزارت اطلاعات به نام "حجت الاسلام حمیدرضا بارانی" این کتاب را نوشت. اما با اسم مستعار. بعد "حمیدرضابارانی" که مسئول "سایت خرقه" هم هست از "صافی" خواست تا صاف و بی رودربایستی نظرش را درمورد درویشها اعلام کند. اوهم این کاررا کرد. "صافی" و "نوری" اگرچه دارای عنوان آیت الله العظمائی هستند اما مردم می دانند که چقدر این القاب باسمه ای وقلابی است. به هرکس و ناکسی که بخواهند از طریق روزنامه های مواجب بگیرشان لقب می دهند و می گیرند. "صافی" در کتاب فتواهای خود برعلیه درویشهای گنابادی -که خودشان را شاخه ای از نعمت اللهی ها معرفی می کنند اما در واقع مریدهای نوه و نتیحه های ملاسلطانمحمد بیدختی گنابادی هستند - نوشته که این گنابادی ها اصلا مرجعیت را قبول ندارند وباطلند و باید برچیده شوند. "صافی" نوشته که همه زمینه ها برای تعطیل شدن این فرقه ضاله فراهم شده بود اما نتیحه ای که وزارت اطلاعات انتظار داشت به بار نیامد. بنا به گفته صافی تعصب و کوتاه فکری درویشها بیشتر از همه است. آنهاازوقتی وارد فرقه درویشی می شوند مغزشان منجمد می شود. و همین مساله خطر برای نظام بشمار می رود. آدمهائی که خیلی زود مغزشوئی می شوند اگرچه اسمشان را درویش می گذارند اما کاری به امام و رسول و کتاب خدا ندارند. می گویند "ملاسلطان" گفته و نوشته هرکسی که باما بیعت کرد محکوم به بهشت رفتن است و اگر بیعت نکرد و زاهدزمانه هم بود محکوم به جهنم رفتن است. این وضع درویشهاست که "صافی" آنها را نوشته و به این حرفها ایراد گرفته و می گوید این یک فرقه بسیارخطرناک برای نظام عقیدتی ولایت فقیه است. (البته خود آخوندهای مواحب بگیر "ولی فقیه" هم همین حرفها را می زنند اما در مورد ارتباط بین مراجع و بخصوص "ولی فقیه" با شیعیان). ایراد صافی به بحث قطبیت است. او می گوید ما در اسلام قطبیت نداشته ایم واین کار باید تعطیل شود. "صافی" نوشته که قطب گنابادی ها اسمش علی تابنده بود. وقتی از دنیا رفت بساط قطبیت هم داشت برچیده می شد که یکدفعه عموی او که یک وکیل دادگستری بازنشسته بود امد و گفت من قطبم و عده ای از مریدهای علی تابنده را دورخودش جمع کرد و اینکار او مانع شد که بساط قطبیت و فرقه بازی به اسم درویشی برچیده شود. اما این کار باید بشود. چون قطبیت در اسلام و در ولایت فقیه و در نظام حکومتی اسلامی نیست. از همین جا خط وربط وزارت اطلاعات مشخص می شود. وزارت اطلاعات در دنبال یک شخصی است مثل خود علی تابنده که کاملا درچنگالشان جابیفتد و هرچه از زاو بخواهند انجام دهد و آخرکارش هم همان شود که دیدیم. همه میدانند که علی تابنده آدم بسیار گوشه گیر و غمزده ای بود. وزارت اطلاعات بااو هیچ مشکلی نداشت. یکبار وزارت اطلاعات به او گفت بنویس که مریدهای فرقه ات "عشریه" های خودشان را به جای این که به شما بدهند مستقیما به حساب "رهبری" واریز کنند. علی تابنده گفت بسیار خوب و همین کاررا هم کرد. اعلامیه ای نوشت و آن را در تهران و شهرستانها خواند و منتشر کردند که درویشها ازاین ببعد مستقیما به دفتررهبری مراحعه کنند و فتوا بگیرند و عشریه هایشان را هم به حساب رهبری بریزند. ولی با همه اینها وزارت اطلاعات علی تابنده را که کاملا درچنگش بود تحمل نکرد چون می خواست که کل این فرقه را تعطیل کند. امروز تجربه وزارت اطلاعات نسبت به دیروز خیلی بیشتر شده. اطلاعاتی ها فهمیده اند که مریدهای فرقه های درویشی مثل زنبورهای کندو هستند که باید دور یک مرکزی جمع شوند. اگر آن شخصی که در مرکز قرار دارد و مریدها دورش جمع هستند سربه نیست شود این فرقه نابود نمی شود چون درویشها فورا دور یکی دیگر جمع می شوند. از آن وقت به بعد وزارت اطلاعات به این فکر افتاده که این مرکز را از ایران دور کند. یعنی آن شخصی که باید در مرکز بنشیند از نظر وزارت اطلاعات باید شخصی باشد که منزل و ماوایش در ایران نباشد. جای دیگر باشد. آن سوی دنیا باشد. در این صورت جماعت درویشها بطور خودبخودی دور او جمع می شوند. طرح وزارت اطلاعات کاملا روشن است و زمینه چینی های زیادی برای این امر به عمل آمده. فقط ترس وزارت اطلاعات از این است که اگر نورعلی تابنده به جمع اجدادش وصل شود درویشها بجای این که به دور مرکزی که وزارت اطلاعات در خارج ار ایران در نظر گرفته جمع شوند دور شخصی جمع شوند که دستخط جانشینی را ازطرف نورعلی تابنده در جیب دارد. در این صورت فرقه دو مرکزی می شود و مشکل وزارت اطلاعات دوبرابر می شود. به همین دلیل هم ایادی وزارت اطلاعات می خواهند هرجوری شده بفهمند که نورعلی تابنده برای بعد از خودش چه کسی را در نظر گرفته تا دوباره همان رودست قبلی را نخورند. "صافی" در کتاب خود نوشته جا دارد که نورعلی تابنده شجاعت به خرج بدهد و خودش به دست خودش این فرقه را تعطیل کند. البته ایادی وزارت اطلاعات منتظر نمی مانند که نورعلی خودش این کاررا بکند. میخواهند هرجوری شده این کار انجام شود. یعنی فرقه یا تعطیل شود یا مرکزیت آن از ایران برچیده شود. به قول نوری همدانی جائی برای این فرقه ها در حکومت اسلام نیست و همه آن را باید ریشه کن کرد. خلاصه آن که وزارت اطلاعات چند مطلب را درنظر دارد. این که چه کسی دستخط جانشینی نورعلی تابنده را درجیب دارد تا تکلیف خودرا بااو و با نورعلی تابنده یکجا یکسره نمایند. تا قبل از این واقعه هم آن جوان جاه طلب دنیاندیده را از طریق ایادی کوچک و بزرگ خود آماده کند تا یکی یکی اشخاص مساله دار را که نورعلی تابنده را قبول نکرده اند دور او جمع کند وبرای او بیعت بگیرند. یعنی خلاصه وزارت اطلاعات الان چند سال است که آهسته آهسته دارد فرش قطبیت را با دست خودش زیر این جوان بی تجربه باز می کند منبع وبلاگ كتيب
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پنجم شهریور 1385ساعت 4:2 توسط درویش مهربان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1387 خرداد 1386 شهریور 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 |
| پیوندها |
|
صلح کل عرفان وسیاست اسرار ازل نعمت اللهی سلطانعلیشاهی گنابادی خرقه پشمینه(مخالف تصوف) درویش خرسند |
|
RSS
|